سيد محمد كمره اى

367

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

[ كرده ] و من فردا وزير فوائد عامه را ملاقات و مساعد نموده كه روز سه‌شنبه با پيشنهاد استخلاص مساعدت نمايند . بعد ساعت سه بلند شده گوشت و پنير گرفته به منزل آمده با بتول و احمد آش سماق خورده ، ننه اسماعيل هم شام خودش را خورده و خوابيده بود . ما هم خوابيديم . احمد هم كه آمد اظهار داشت كه خلخالى گفت كه آقايت فردا سه بعد از ظهر منزل ما بيايد . امروز خبر فوت آقا ملا محمد جواد كمره‌اى « 1 » هم از كمره رسيد . [ امور روزانه ] يكشنبه بيست و شش شوال . - صبح بعد از چايى و چيدن گوجه‌فرنگى براى آبگوشت ناهار و خورشت شب ، آقا ميرزا حيدر على شيرازى آمده ، شرحى بر لزوم يك هزار تومان وجه كه براى ايشان تهيه نمايم و معامله كوكب الدوله را رهينه بدهد نمود . آقا مشهدى رضاى تاجر كاشى هم آمده اظهار لزوم اقلا بيست تومان كه به كمره برود و باغچه خمين خود را قباله و تتمه پول را بعد بدهد نمود . مدتى نشسته ، چايى خورده صحبت نموديم . بعد آن‌ها رفته ، من هم علامت كسالت در خود موجود ديده قدرى دراز كشيده خوابيدم . ظهر بلند شده آبگوشت بادمجان و غوره درست كرده بودند . من بدوا به نيت اين‌كه قدرى آبش را سر مىكشم ، بعد كه مشغول شده نه عقل مانده و نه هوشم . ناهار متداولى ، اما قدرى كمتر خورده بعد از اختتام پشيمان . بعد مشغول تحرير ، و ليكن با بيم آمدن لرز و تبى ، تا چه شود . بعد قدرى خوابيده سه به غروب چايى خورده بيرون آمدم . تب‌ولرز منزل مرآت الممالك رفته تفصيل آن‌كه سيد آهن‌تاب را ديدم ، گفت برادر ركن الاسلام خلخالى را نصرت الدوله برده بود و اول تهديد به او كرده كه برادرت به واسطه آن‌كه دشمن داشت خودش را به ماها بست و ما تا توانستيم به او مساعدت نموديم . حالا بهتر اين است كه تو از اين شهر به روى و ما به تو دويست تومان مىدهيم .

--> ( 1 ) . سرشناس‌ترين روحانى وقت كمره و عموى مادر امام خمينى .